خانه / مقالات / داستان / داستان معنویت – چیزی بکار!
پائولو کوئلیو

داستان معنویت – چیزی بکار!

داستان معنویت

مردی جویای فرزانگی تصمیم گرفت به کوه‌ها برود.

زیرا به او گفته بودند که هر دو سال یک‌بار خداوند آنجا ظاهر می‌شود.

طی اولین سال در آنجا از هر آنچه زمین به او داد تغذیه کرد.

عاقبت دیگر چیزی برای خوردن پیدا نکرد و مجبور شد به شهر بازگردد.

او گله کنان گفت: خدا عادل نیست! زیرا من از شدت گرسنگی مجبور شدم به شهر بازگردم.

در همان لحظه فرشته‌ای ظاهر شد: خداوند خیلی دوست داشت که با تو صحبت کند.

یک سال تمام روزی تو را داد و امیدوار بود که بعد از تمام شدن آن خودت دست‌به‌کار مهیا ساختن رزق خود شوی.

اما تو چه چیز کاشتی؟

اگر یک انسان نتواند در جایی که زندگی می‌کند میوه‌ای پرورش دهد هنوز آماده گفت‌وگو با خداوند نیست

پائولو کوئلیو
مکتوب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *